پندهای لقمان حکیم


توصیه های لقمان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله   
دوشنبه, 28 دی 1388 ساعت 13:08

لقمان حكيم به فرزند خود فرمود :
اي فرزندم تو را به شش خصلت سفارش مي كنم كه علم اولين و آخرين آن است :

الف ) قلبت را مشغول به دنيا مكن مگر به اندازه ي بقاي تو در آن.
ب ) و براي آخرت كار كن به اندازه اي مي خواهي در انجا بماني .
پ ) و طاعت خداين كن به اندازه اي كه به او احتياج داري .
ت ) تمام سعي و كوشش تو در رهايي از آتش جهنم باشد
ث ) شجاعت به معصيت به اندازه ي صبرت در آتش باشد .
ج ) وقتي كه مي خواهي معصيت خدايت را انجام بدهي جايي را انتخاب كن كه خدا تو را نبيند.

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 23 دی 1389 ساعت 12:33
 
بدترین و بهترین غذا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله   
دوشنبه, 28 دی 1388 ساعت 13:05

روزي خواجه لقمان در سرايي، سفره اي گسترده بود و ميهمانان خود را در سايه جود و كرمش پذيرايي مي كرد. لقمان كه در خدمت ميهمانان و تهيه وسايل رفاه ايشان سعي وافر داشت از شنيدن سخنان بيهوده آنها سخت در عذاب بود و همواره مترصد فرصتي بود تا عادت زشت آنها را گوشزد كند و در اصلاح و تهذيب آنها گامي بردارد. در اين هنگام گروهي از ميهمانان خواجه، وارد سرا شدند و خواجه به لقمان فرمان داد تا گوسفندي ذبح كند و غذايي از بهترين اعضاءِ گوسفند مهيا سازد. لقمان غذايي لذيذ از دل و زبان گوسفند، فراهم نمود و نزد ميهمانان آورد. روزي ديگر خواجه امر كرد، از بدترين اعضاءِ گوسفند، غذايي آماده سازد، لقمان بار ديگر غذا را از دل و زبان گوسفند مهيا كرد. خواجه با تعجب پرسيد: چگونه است كه اين دو عضو گوسفند هم بهترين و هم بدترين هستند؟ لقمان پاسخ داد: اين دو عضو مهمترين اعضا در سعادت و شقاوتند، چنانكه اگر دل سرشار از نيت خير و زبان گوياي حكمت و معرفت و حلاّل مشكلات و مسايل مردم باشد، اين دو عضو بهترين اعضاء هستند و هر گاه دل بدانديش و پست نيت باشد، زبان گوياي غيبت و تهمت و محرك فتنه و فساد، هيچيك از اعضا، بدتر و زيان بارتر از اين دو عضو نخواهد بود.

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 23 دی 1389 ساعت 12:47
 
پندی زیبا از لقمان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله   
دوشنبه, 28 دی 1388 ساعت 13:03

لقمان در آغاز، برده خواجه اي توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عين جاه و جلال و ثروت و مكنت دچار شخصيتي ضعيف و در برابر ناملايمات زندگي بسيار رنجور بود و با اندك سختي زبان به ناله و گلايه مي گشود، اين امر لقمان را مي آزرد اما راه چاره اي به نظر او نمي رسيد، زيرا بيم آن داشت كه با اظهار اين معني، غرور خواجه جريحه دار شود و با او راه عناد پيش گيرد. روزگاري دراز وضع بدين منوال گذشت تا روزي يكي از دوستان خواجه خربزه اي به رسم هديه و نوبر براي او فرستاد. خواجه تحت تأثير خصائل ويژه لقمان، خربزه را قطعه قطعه نمود به لقمان تعارف كرد و لقمان با روي گشاده و اظهار تشكر آنها را تناول كرد تا به قطعه آخر رسيد، در اين هنگام خواجه قطعه آخر را خود به دهان برد و متوجه شد كه خربزه به شدت تلخ است. سپس با تعجب زياد رو به لقمان كرد و گفت: چگونه چنين خربزه تلخي را خوردي و لب به اعتراض نگشودي؟ لقمان كه دريافت زمان تهذيب و تأديب خواجه فرا رسيده است، به آرامي و با احتياط گفت: واضح است كه من تلخي و ناگواري اين ميوه را به خوبي احساس كردم اما سالهاي متمادي من از دست پر بركت شما، لقمه هاي شيرين و گوارا را گرفته ام، سزاوار نبود كه با دريافت اولين لقمه ناگوار، شكوه و شكايت آغاز كنم. خواجه از اين برخورد، درس عبرت گرفت و به ضعف و زبوني خود در برابر ناملايمات پي برد و در اصلاح نفس و تهذيب و تقويت روح خود همت گماشت و خود را به صبر و شكيبايي بياراست.

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 23 دی 1389 ساعت 12:46
 
پاى درس لقمان حکیم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله   
دوشنبه, 28 دی 1388 ساعت 12:55


فرمانبرى از خدا

اى فرزندم! هرگاه خواستى خدا را نافرمانى کنى، جایى را سراغ بگیر که تو را در آن جا نبیند.

اى فرزندم! به اندازه نیازت به خدا، از او اطاعت کن و به اندازه شکیبایى ات بر عذابش، او را نافرمانى نما.
مراقبت از زبان

اى فرزندم! زبان، کلید خیر و شر است. پس جز در خیر، زبانت را مهر و موم کن؛ همان گونه که صندوق طلا و نقره را مهر و موم مى کنى.

لقمان حکیم بسیار سکوت مى کرد. وقتى علت آن را پرسیدند، پاسخ داد: خداوند براى من دو گوش و یک زبان قرار داده، براى اینکه شنیده هایم بیش از گفته هایم باشد.
دانش پژوهى

اى فرزندم! اگر ما بین تو و دانش، دریایى از آتش باشد که تو را مى سوزاند و دریایى از آب باشد که تو را غرق مى کند، براى رسیدن به دانش، آن دو را بشکاف تا دانش را به دست آورى و بیاموزى؛ زیرا در آموختن دانش، راه نمایى و عزّت انسان، و نیز نشانه ایمان و پایه ارکان دین و رضایت خداى رحمان وجود دارد.

اى فرزندم! در مجالس دانشمندان حضور داشته باش و سخنان حکیمان را بشنو؛ زیرا خداوند دلِ مرده را با نور حکمت زنده مى کند؛ چنان که زمین مرده را با آب باران حیات مى بخشد.
مراقبت بر نماز

اى فرزندم! مبادا خروس، زرنگ تر از تو و مراقب تر از تو بر نمازها باشد! مگر آن را نمى بینى که هنگام هر نمازى، بانگ مى زند و سحرگاهان ـ در حالى که تو در خوابى ـ با صدایش اعلام وقت مى کند؟

اى فرزندم! هرگاه نماز مى خوانى، آن را نماز وداع قرار ده؛ که گمان دارى بعد از آن، هرگز زنده نخواهى ماند. از عذرتراشى براى ترک نماز بپرهیز؛ زیرا عذرآوردن در کار خیر، معنا ندارد.
پرهیز از حسد

اى فرزندم! از حسد بر حذر باش که به وسیله آن جز بر خودت ضرر نمى زنى، و دشمنت را از پرداختن به کار خود کفایت مى کنى؛ زیرا دشمنى تو با خودت، از دشمنى دیگرى با تو زیان بارتر است.

اى فرزندم! هر چیز نشانه اى دارد که بدان شناخته مى شود و... حسود، سه نشانه دارد: غایب را غیبت، حاضر را چاپلوسى و گرفتار را شماتت مى کند.
نشانه هاى ریاکار

اى فرزندم! ریاکار سه نشانه دارد: هرگاه تنها باشد، کسل است، و هرگاه پیش مردم باشد شاد است، و هر کارى را که در آن ستایش باشد، انجام مى دهد.

اى فرزندم! به مردم چنین نشان نده که از خدا مى ترسى، در حالى که دلت گنه کار است.
بى حوصلگى و تنبلى

اى فرزندم! از تنبلى و بى حوصلگى بپرهیز؛ زیرا هرگاه تنبل باشى، حق را ادا نمى کنى و هرگاه بى حوصله باشى، حق را تحمل نمى کنى.

اى فرزندم! تنبل سه نشانه دارد: به قدرى سستى مى کند که کوتاهى مى نماید، و چنان کوتاهى مى کند تا ضایع مى سازد، و چنان ضایع مى سازد که مرتکب گناه مى شود.

آخرین بروز رسانی در شنبه, 10 بهمن 1388 ساعت 13:01
 
نصايح لقمان حکيم برای فرزندش مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله   
دوشنبه, 28 دی 1388 ساعت 12:53


نوشته: أحمد محمود
۱- فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن!
۲- با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش!
۳- بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند!
۴- نماز را آنگونه که شایسته است بپادار!
۵- اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن!
۶- از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش!
۶- در مقابل پیش آمدها شکیبا باش !
۷- از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش!
۸- با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن!
۹- در راه رفتن میانه رو باش!
۱۰- بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو!
۱۱- از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس!
۱۲- به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن!
۱۳- سخن به اندازه بگو!
۱۴- حق دیگران را به خوبی اداء کن!
۱۵- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار!
۱۶- به هنگام سختی دوست را آزمایش کن!
۱۷- با سود و زیان دوست را امتحان کن!
۱۸- با بدان و جاهلان همنشینی مکن!
۱۹- با اندیشمندان و عالمان همراه باش!
۲۰- در کسب و کار نیک جدّی باش!
۲۱- بر کوتاه فکران و ضعیفان اعتماد مکن!
۲۲- با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن!
۲۳- سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن!
۲۴- روزهای جوانی را غنیمت بدان!
۲۵- هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش!
۲۶- یاران و آشنایان را احترام کن!
۲۷- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش!
۲۸- وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار!
۲۹- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار!
۳۰- کمتر از درآمدی که داری خرج کن!
۳۱- در همۀ امور میانه رو باش!
۳۲- گذشت و جوانمردی را پیشه کن!
۳۳- هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش!
۳۴- در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار!
۳۵- بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن!
۳۶- هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن!
۳۷- فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز!
۳۸- سوارکاری و تیراندازی و ... را فراگیر!
۳۹- در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن!
۴۰- با هر کس به اندازۀ درک او سخن بگو!
۴۱- به هنگام سخن متین و آرام باش!
۴۲- به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده!
۴۳- آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند!
۴۴- هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده!
۴۵- نا آموخته استادی مکن!
۴۶- با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار!
۴۷- چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش!
۴۸- از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش!
۴۹- هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده!
۵۰- کار ناکره را کرده خود مدان!
۵۱- کار امروز را به فردا مینداز!
۵۲- با بزرگتر از خود مزاح مکن!
۵۳- با بزرگان سخن طولانی مگو!
۵۴- کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند!
۵۵- محتاجان را از مال خود محروم مگردان!
۵۶- دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن!
۵۷- کار خوب دیگران را کار خود نشان مده!
۵۸- مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده!
۵۹- با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن!
۶۰- هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن!
۶۱- خود خواه و متکبر مباش!
۶۲- در حضور ایستادگان منشین!
۶۳- در حضور دیگران دندان پاک مکن!
۶۴- با صدای بلند آب دهان و بینی را پاک مکن!
۶۵- به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار!
۶۶- حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن!
۶۷- در مجالس انگشت در بینی مینداز!
۶۸- کلام جدی را با مزاح آمیخته مکن!
۶۹- هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن!
۷۰- با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو!
۷۱- سخن گفته شده را تکرار مکن!
۷۲- از شوخی و مزاح خود کمتر کن!
۷۳- از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مکن!
۷۴- از پوشیدن لباس و آرایش زنان پرهیز کن!
۷۵- از خواسته های نابجای زن و فرزندان پیروی مکن!
۷۶- حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار!
۷۷- در بد کاری با اقوام و دوستان همکاری مکن!
۷۸- از مردگان به نیکی یاد کن!
۷۹- از حضومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن!
۸۰- با چشم احترام به کار دیگران نگاه کن!
۸۱- نان خود را بر سفره ی دیگران مخور!
۸۲- در هیچ کاری شتاب مکن!
۸۳- برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور!
۸۴- به هنگاه خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو!
۸۵- از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار!
۸۶- در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر!
۸۷- سخن و کلام دیگران را قطع مکن!
۸۸- به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن!
۸۹- در حضور مهمان بر کسی خشم مگیر!
۹۰- مهمان را به هیچ کاری دستور مده!
۹۱- با دیوانه و مست سخن مگو!
۹۲- برای کسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز!
۹۳- در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن!
۹۴- در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن!
۹۵- ادب و تواضع را هیچ گاه فراموش مکن!
۹۶- با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش!
۹۷- بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش!
۹۸- خدمتکاری بزرگان و همکاری با مستمندان را فراموش مکن!
۹۹- با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش!
۱۰۰- با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش!
۱۰۱- در مال و مقام دیگران طمع مکن!
۱۰۲- از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خویش کمتر بگو!
۱۰۳- بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار!
۱۰۴- عمر و روزی با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن!
۱۰۵- عمر را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان!
۱۰۶- اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن!
۱۰۷- سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان!
۱۰۸- بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مکن!
۱۰۹- خود را با ستم سلاطین شریک مگردان!
۱۱۰- دنیای دیگر را به دست فراموشی مسپار!

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 23 دی 1389 ساعت 12:48
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 3